... و گلی دیگر از بوستان مجرد ها ، پرپر شد !
علیرضای صادقی رو می گویم ! رحمه الله علیه
چه کنیم ! شتریست که در خانه ی ... ها می خوابد و قربانی را مجال فراری نیست !
و اما بعد !
دل نوشته ام شاید در نظر اول ، بی ربط به نظر بیاد ولی ...
با مرحوم علامه ( ره ) همراه بشیم. به روایت استادنا دکتر محمد علی فیاض بخش :
و خودش جواب داد به طنزی قابل فهم :
خب معلومه ! که دیپلم بگیریم
که دانشگاه بریم
خب آقا مهندس یا دکتر بشیم
که آقا زن بگیریم ، زنی ! زولی ! بچه ای ! خونه ای ! ماشینی ...
و خوب که روح ما را با این چند کلام طنزآلود و بیدارگر در چنگ خود گرفت ، چنین
تحویلمان داد که :
ای خاک بر سرت ! اومدی تو دنیا برای همین؟!
... علیرضا جان ، گرفتی چی می خوام بگم ؟
سلام
چند وقت پیش تریپ زدم یاد ایام . رفتم تو نوارا و فیلمای قدیمی . یک چیزایی از توش
در اومد دیدنی ( و ایضا شنیدنی )
قصد دارم انشاء الله از امشب تا شب ۱۶ شعبان ٬ به مناسبت این ایام ٬ گوشه ای از
آن گذشته ها را به خاطرتان آورم .
اولیش با صدای " ابراهیم مجد " . منو که به دوران دبستان برد . شما رو نمی دونم .
بیا سر خدا مهدی(عج)
راستی ! برای بهتر شدن کار ٬ نظر یادتون نره

یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه !
اما من می گم
صبور باش ٬ پایان شیرین به همین زودی فرا خواهد رسید که " انهم یرونه بعیدا و نراه غریبا "

اي جوانان عجم اجر شما با اسفناج!
مثل سلطانی که صبح افتاده است از تخت و تاج
گيج گيجم، گول گولم، هاج و واجم، هاج و واج
پيش از اين در عهد دقيانوس عشقی بود و نيست
عاشقی پول سياهی بود کافتاد از رواج
روزگاری عقل و عشق از ما گرفتی خط و ربط
روزگاری هند و چين ميدادی ايران را خراج
عاشقان پر ميکشند اين روزها در قصر وهم
شاعران افتادهاند اين روزها از برج عاج
زندگی اين روزها اين است : تزويج دو ضد
کافر زاهد صفت با شاعر عاشق مزاج
نيستی در خانهها حرفی به غير از داد و قال
نيستی در سفرهها چيزی به غير از احتياج
عارفان يعنی خريداران درد بی دوا
صوفيان يعني گرفتاران زخم بی علاج
شيخ يعنی آن که در خلوت نميبيند خدا
خواجه يعنی آن که بازی ميکند با خشت و خاج
در فتوت نامه تان چيزی نخواندم جز حسد
در سياست نامه تان حرفی نديدم غير باج
بعد از اين بر عقل و دينم ميکشم طرحی دگر
بعد از اين بر شعرهايم میزنم چوب حراج
غير شاعر کس به شعر شاعران قيمت نداد
کس اميرالحاج را حرمت نکردی غير حاج
سبزی از دلهاي مان رفته ست، دلها آهنی ست
ای جوانان عجم اجر شما با اسفناج!
عصر حجيّت گذشت و دور عليّت رسيد
حجّت ما همچنان عشق است روز احتجاج
کاش باران ميگرفتی در شب ما کاش کاش
کاش نرگس میدميدی در دل ما کاج کاج
...
عليرضا قزوه
اسفند ماه 1387 ـ دهلی نو
روز شهادت صديقة كبري (سلام الله عليها) روزي است كه امت اسلام بايد دين خود را به خاتم
انبياء (صلي الله عليه وآله وسلم) در حدّ مقدور ادا كند.
خداوند متعال به بعثت آن حضرت چراغ هدايتي روشن كرد كه اشعة فروزان آن به تلاوت آيات
خدا و تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت، بشريت را از حضيض حيوانيت به اعلي مرتبه كمال
انسانيت برساند، و ظلمات جهل و كفر و شرك را به نور علم و ايمان و توحيد از آفاق انفس محو
كند.
(يا أيها النبى إنا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا و داعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا).
فطرت آدمي را كه در جستجوي هدف از خلقت است به معرفت و ايمان به مبدء عالم به منتهاي
كمال برساند ( وإن إلي ربك المنتهي ) و او را از قيد عبوديت ماسوي الله آزاد، و به بركت (قل
هو الله احد) به واحديت و احديت (الله الصمد) نائل گرداند، و به قواعد دين مبينش مدينة فاضلة
انسانيت را بر اركان مكارم اخلاق و اعمال شايسته بنا كند.
خداوند رئوف رحيم اجر اين حيات ابد و سعادت سرمد را كه با تحمل (و ما أوذي نبي مثل ما
أوذيت) به اين امت عنايت كرد، مودّت ذوي القرباي آن حضرت قرار داد (قل لا اسألكم عليه
اجرا الا المودة في القربي).
آنچه مفسرين و محدثين بر آن متفقند آن است كه چون اين آيه نازل شد، سؤال شد يا رسول الله
قرابت تو كيست كه مودّت آنها بر ما واجب است؟ فرمود: علي و فاطمه و دو فرزند آنان.
نزديكتر از تمام قربي به آن حضرت از جهت نسب فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است، و از
جهت حسب به اتفاق عامه و خاصه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: (فاطمة
بضعة مني) او پاره اي از عقل كلّ و خلق عظيم و قلب عالم امكان و تافته بافته از تار و پود
وجود سيد الاولين و الآخرين است.
علماي عامه و خاصه متفقند كه چون آية مباهله نازل شد رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم)
حسين را در آغوش كشيد، و دست حسن را گرفت، و فاطمه پشت سر آن حضرت و علي پشت
آن دو. و مردم دانستند كه مراد خدا از آية مباهله چه كساني هستند، و اسقف نجران گفت: چهره
هائي مي بينم كه اگر دست به دعا بردارند اين سرزمين به آتش مشتعل مي شود .
اگر كسي جز آن جمع، چنين آبرويي به درگاه خدا داشت ممكن نبود حكيم علي الاطلاق اين مقام
را در انحصار آن پنج تن قرار دهد.
آن سيدة نساء العالمين كه مقامش در راه مباهله، پشت سر خاتم و پيش روي امام أمم بود، در مقام
عصمت از خطا و هوا به جايي رسيد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: خداوند
به غضب تو غضب مي كند و به رضاي تو راضي مي شود، چنين عصمت كبرائي بايد چشم و
چراغ اصحاب كساء هنگام مباهله و دعا، و جمع منحصر به فرد نسائنا در كلام خدا باشد.
آن كسي كه خداوند عليم حكيم به طفيل وجود او عرش و كرسي و لوح و قلم را آفريده و او را
به مقام (ثم دني فتدلي فكان قاب قوسين او ادني فاوحي الي عبده ما اوحي) بار داده با زباني كه
(ما ينطق عن الهوي) سه مرتبه فرمود: (فداها ابوها).
عالم طبيعت تاب تحمل اشراق انوار آن آفتاب آسمان عصمت را ندارد. در عرصة قيامت كبري ـ
كه به مقتضاي (وبرزوا لله الواحد القهار) اشعة علم و ايمان و معرفت و عبادت ارواح انبياء و
اولياء بر عرصة محشر بتابد و به مقتضاي (آدم و من دونه تحت لوائي) همگي تحت الشعاع
خورشيد منظومة وجود در مقام محمودند ـ فاطمه زهرا پيشاپيش عقل كل و ختم رسل باشد، كه به
روايت عامه و خاصه فرمود: (وأبعث علي البراق خطوها عند أقصي طرفها و تبعث فاطمه
أمامي).
محدّثين عامه، از رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلّم) روايت كرده اند كه فرمود: (اول
شخص يدخل الجنة فاطمة) اول كسي كه قبل از تمام انبياء و اوصياء بر بساط قرب خدا قدم مي
گذارد فاطمة زهراست.
بر در آن بهشتي كه منتهي الآمال عباد الله الصالحين من الاولين و الآخرين است، و انبياء و
اوصياء و اولياء بايد بر آن باب رحمت وارد شوند نوشته است (فاطمة خيرة الله) آن انسيه حورا
كسي است كه خدا او را اختيار كرده و خلد برين را به نام او مزين كرده، (و ربك يخلق ما يشاء
و يختار).
آنچه از مقامات او گفته شد قليلي بود از كثيري به استناد كتاب الله يا سنة رسول الله (صلي الله
عليه وآله وسلم) ( ما آتاكم الرسول فخُذوه) كه اختصاص به مذهبي ندارد، و هر مسلماني بايد در
مقابل كلام خدا و رسول تسليم باشد، و وظيفه خود را در اقامة شعائر فاطميه كه اظهار مودّت به
بضعة الرسول است انجام دهد، و ثمره اش را كه رضاي خدا و خوشنودي خاتم الانبياء است كه
فرمود: (فاطمة شجنَة مني يبسطني ما يبسطها و يقبضني ما يقبضها) ببيند.
و در حديث صحيح، شيخ المحدثين صدوق از علي بن بابويه از علي ابن ابراهيم از ابراهيم بن
هاشم از ابن ابي عمير از ابان بن عثمان از ابي عبدالله جعفر بن محمد الصادق (عليه السلام)
روايت كرده كه فرمود: چون روز قيامت شود خداوند اولين و آخرين را در صعيد واحد جمع
كند، منادي ندا مي كند چشمها را بپوشيد و سرها را خم كنيد تا فاطمه دختر محمد (صلي الله عليه
وآله وسلم) بگذرد و امام (عليه السلام) فرمود: فاطمه مي آيد بر ناقه اي از ناقه هاي بهشت،
هفتاد هزار ملك او را همراهي مي كنند، پيراهن آغشته به خون حسين (عليه السلام) را مي گيرد
و مي گويد: يا رب اين پيراهن فرزند من است و تو مي داني با او چه رفتار شد، پس ندا از نزد
خداوند عزوجل مي آيد يا فاطمه براي توست نزد من رضايت تو.
اين روايت ـ كه با صحت سند مشتمل بر دو شخصيت از اصحاب اجماع است و از زبان كسي
است كه اسم او نزد اهل آسمان صادق است ـ گوياي جاه و جلال فاطمه نزد خداوند متعال است
كه در هنگامة قيامت كبري يوم (يقوم الناس لرب العالمين) اهل محشر چشم بسته و سر به زيرند
تا فاطمه بگذرد.
كسي كه ميوة درخت وجود او، ثاراللهي است كه (بسم الله و بالله و في سبيل الله) از قلب سيد
الشهداء (عليه السلام) ريخت و شجره طيبه اسلام را آب حيات بخشيد.
كسي كه يازده ستاره آسمان امامت از مطلع وجود او پديد آمد، و حكومت توحيد و عدل الهي به
ظهور آخرين فرزند معصوم او برپا شود، تا ثمره خلقت عالم و آدم و بعثت انبياء از آدم تا به خاتم
به مقتضاي (هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله) محقق شود
سزايش جز اين نيست كه جزايش رضاي مطلق حضرت حق باشد.
در مقابل آن عبادتي كه هرگاه با پاي ورم كرده در محراب مي ايستاد خداوند علي عظيم به عبادت
و عبوديت او مباهات مي كرد، و در برابر پيكري كه در جهاد در راه خدا و ولي خدا هنگام
رحلت شبحي از آن باقي مانده بود، و نيمه شب با آه و نالة كودكان دل شكسته رخ در نقاب كشيد
و قبر گمشده اش داغي بر دل اولياء خدا گذاشت، شايسته آن است كه روز جزا امين وحي با
دستي كه صحف و توراة و انجيل و زبور و قرآن را از خدا گرفت و به نوح و ابراهيم و موسي
و عيسي و داوود و خاتم انبياء (عليهم السلام) داد زمام ناقة او را بگيرد.
و در قبه اي كه داخل آن عفو الله و خارج آن رحمة الله است بنشيند و لوح محو و اثبات سيئات و
حسنات اولين و آخرين در اختيار او باشد، و خداوند علي عظيم تاج (يا فاطمة لك عندي الرضا)
بر سر او بگذارد.
شيعيان آن حضرت فرصت را غنيمت شمرند روز شهادتش در اقامه عزا در خانه ها و حسينيه
ها و برافراشتن پرچمهاي هيئت ها در خيابان و بازارها كوتاهي نكنند تا روز قيامت كبري كه
مشكل گشائي جز رضاي (مالك يوم الدين) نيست، و رضاي ذات قدوس او هم رضايت حضرت
زهرا است به حسرت ابدي مبتلا نشوند (و انذرهم يوم الحسرة اذ قضي الامر) كه مي توانستيم
براي تسليت اين مصيبت عُظمي به پدرش خاتم انبياء و شوهرش سيد اوصياء و فرزندانش ائمة
هدي و در يك كلمه تحصيل رضاي خدا يك قدم بيشتر برداريم و بيشتر مورد رحمتي شويم كه
امام ششم از خدا خواست: (اللهم ارحم الصرخة التي كانت لنا)
اين مقاله بايد به وصيت آن حضرت ختم شود:
اين است آنچه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصيت كرده وصيت كرده در حالتي كه شهادت مي
دهد كه لا اله الا الله و همانا محمد بنده او و فرستاده او است، و همانا جنت حق و نار حق است،
و ساعت (قيامت) خواهد آمد و ريبي در آن نيست، و خدا مبعوث مي كند كساني را كه در قبرها
هستند.
يا علي من فاطمه دختر محمدم خدا مرا به تو تزويج كرد تا در دنيا و آخرت براي تو باشم تو به
من سزاوارتري از غير من. شب مرا حنوط كن و غسل بده و كفن كن و بر من نماز بخوان و مرا
شب دفن كن و به احدي اعلام نكن. تو را به خدا مي سپارم و به اولاد من تا روز قيامت سلام
مرا برسان).
در جملة آخر مطلبي است كه تذكر آن لازم است:
اولاً: با احاطه اي كه بما كان و ما يكون داشت خبر داد كه تا روز قيامت اولاد او در زمين
منتشرند ثانياً: ختم وصيت به اين سلام مسئوليت سنگيني بر دوش تمام فرزندان آن حضرت حتي
كساني كه به وسيلة مادر به او منتسبند مي گذارد چون به مقتضاي كتاب و سنت آنها هم ذرية
زهرايند، و آن مسئوليت اين است كه بايد پاسدار حق ضايع شده مادر خود باشند، و هرگز آن دفن
شبانه و قبر گمشده را فراموش نكنند، و شب و روز شهادت آن حضرت در سرتاسر زمين هرجا
هستند متناسب با عظمت مصيبت جواب سلام مادر خود را بدهند.
و علي الأطائب من أهل بيت محمد و علي صلي الله عليهما و آلهما فليبك الباكون و ايّاهم فليندب
النادبون
انا لله و انا اليه راجعون
|
|
سوال : آیا ما آدم هستیم ؟ آیا دانشمندان ٬ ما اهالی جهان غیر اروپایی را آدم می دانند ؟ آیا واژه ی "
بشر " در اعلامیه ی حقوق بشر ٬ شامل ما نیز می شود ؟
برای خواندن پاسخ بنده به این پرسش ها ٬ لطفا به لینک زیر مراجعه نمایید .
با تشکر
http://www.bashgah.net/pages-31976.html

آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجاء درماندگان
دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم گ
اذن به یک نیم نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است
بی کسم ای شاه پناهم بده
در شب اول که نهندم به قبر
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله ی حاجات مرا هم بده

ای پرستو برگرد !
ای پرستو که پیام آور فروردینی ؛
بگریز از من ، از من بگریز !
باغ پژمرده ی پامال زمستان ها ؛
چشم بر راه بهاری نیست !
رسم عاشقی

آتشی در سينه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی
رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم
بيش از اينم طاقت هجران ندارم
كی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری
شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاری
نوگلی زيبا بود حسن و جوانی
عطر آن گل رحمت است و مهربانی
ناپسنديده بود دل شكستن
رشته ی الفت و ياری گسستن
كی كنی ای پری، ترك ستمگری؟
مي فكنی نظری ، آخر به چشم ژاله بارم
گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من اندازه دارد
حيف اگر ترحمی نمی كنی بر حال زارم
جز دمی كه بگذرد از چاره كارم
دانمت كه بر سرم گذر كنی به رحمت اما
آن زمان كه بر کشد گیاه غم سر از مزارم
شاعر : ملک الشعرای بهار
دانلود آهنگ با صدای همایون شجریان
" یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جعنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا
الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"
پرکن دوباره کیل مرا ایها العزیز!
دست من و نگاه شما ایها العزیز!
روی از من شکسته مگردان که سالهاست
رو کرده ام به سمت شما ایها العزیز!
جان را گرفته ام به سر دست و آمدم
از کوره راه ها بلا ایها العزیز!
وادی به وادی آمده ام ٬ از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز!
چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود
این کاسه را ... فأوف لنا ایها العزیز!
خالی تر از دو دست من ٬ این چشم خالی است
محتاج یک نگاه شما ایها العزیز!
شاعر : مریم سقلاطونی
